سر روز

خرید بک لینک
سر روز امروز از اون روزامه .... من فكر ميكردم ببينمش خيلي حالم خوب بشه ، فكر ميكردم اگه باز باهم حرف ميزنيم همه چي خوب ميشه .... ولي ديدم كه برعكس شد ، ديدم وقتي پيششم ديگه نميتونم مثه قبل باهاش راحت باشم حرف بزنم ، ديدم كه جفتمون به زور نشسته بوديم ...  نه كه به زورا اتفاقا دلم ميخواست پيشش باشم ولي نه اينجوري ... معذب ترين بود ! ديدم حرفمون نمياد اصن .... ديدم به جاي اينكه خوشحال بشم ناراحت شدم ! از اينكه ميديدم هيچي مثه قبل نيست و نميتونم تغيير بدم ! نميتونم به عقب برگردم ....  كاش زمان دستِ خودِ آدم بود يه وقتايي واقعا حالم از دختر بودنِ خودم بهم ميخوره ، وقتي ميبنم اينقد سستم ، وابستم ! من روحيه ي لطيف نخوام كي و بايد ببينم !؟ حالمم از پسرا بهم ميخوره ! از اينكه ميبينم همشون عينِ همن لامصبا ! همشون يه جور سعي ميكنن مخ بزنن مثلا ، حتي جماه هاشونم شبيه همه ! واقعا وقتي تو كافه ميشينم و يه دختر و پسر ميشينن بقل دستم حرفاشون اينقدر تكراريه برام ميخوام بالا بيارم ! اعصابمو خرد ميكنن ! ميشه تنها موند لطفا ؟!! خالي از آدميزاد ! آدم هاي انسان نما .... خط خطیای مغز ...

ما را در سایت خط خطیای مغز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: چهارشنبه 19 آذر 1404 ساعت: 9:36

صفحه بندی