خط خطیای مغز

متن مرتبط با «رفتن به حالت الفا» در سایت خط خطیای مغز نوشته شده است

سه شنبه ٤ آبانِ ١٣٩٥

  • نیلوبلاگ

    سه شنبه ٤ آبانِ ١٣٩٥ امسال كلا صفر و صدِ همه چي ! وسط نداره ! واسه همين دوسش ندارم ... مثلا شادي و غمش صفر و صدِ ! يا عروسيه يا مرگ ... وسط نداره !!! يكي در ميونم هست ...  مثلا اول يه عروسي بعدش يكي فوت كرد بعد يكي به دنيا اومد بعدش يكي فوت كرد همينجوري يكي درميون تا تهِ سال ميخوايم بريم مثه كه ! ٤اُم خاص بود . هم يه عشقي به دنيا اومد هم اتفاقي كه ميترسيدم نيافتاد :) ولي فقط ميخوام زود زود بگذرن روزا ... بدجور معلقم ! ...

    ادامه مطلب
  • من حالم خوبه

  • نیلوبلاگ

    حالِ اين روزام عجيب غريبه برام ! آرومم و معلق ... قرصامم قطع كردم نميدونم شايد اثر اوناس هنوز ! ولي فكر نميكنم ... به يه بيخياليِ خوبي رسيدم كه درعين اينكه بيخيالم ولي همچين بيخيالم نيستم ! يه چيزِ وسط ... دارم يه چيزايي تو زندگي ياد ميگيرم ... چيزايِ جديد و وقتي به شري ميگم ، ميگه داري بزرگ ميشي ! اين بزرگ شدنه انگار به يه برهه نياز داره ، يه برهه بدون وجودِ هيچ آدمي ! يه برهه ي خالي تك و تنها ، خودت و خودت ! شايد بعد از اين برهه يه سريا از زندگيِ قبليت حذف شن و يه سريا كه حذف شده بودن دوباره ب...

    ادامه مطلب
  • رفتن

  • نیلوبلاگ

    از بچگيم از رفتن ، تموم شدن ، نشدن ، تنها موندن بدم ميومد . از اون لحظه هايي كه يه بچه ي ٣-٤ ساله بودم دلم مامانم و ميخواست ... از صبح كه چشمو وا ميكردم نبود ، من بودم و يه پرستار ... ظهر كه ميومد خونه خوشحال بودم و فكر ميكردم نميره ديگه ولي باز ٢ ساعت بعدش ميرفت ... از اون لحظه هايي كه پشت سرش گريه ميكردم كه نره ولي ميرفت متنفرم ! ولي اين صحنه انگار بايد تكرار بشه تو زندگيِ من ...xa0 از رفتن آدما متنفرم ! از اينكه يهو تنها ميشه آدم ...xa0...

    ادامه مطلب